تبليغاتX
ارزشیابی
عيد نوروز چگونه شكل گرفت ؟

 انسان از نخستين سالهای زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رويداد های طبيعی، يعنی تكرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران كشاورزی يعنی نياز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقويم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغيير آن آسانتر ديده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايی ها و نا هماهنگی هايی كه در تقويم قمری ، با تقويم دهقانی داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال نزد ايرانيان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است و همانطور كه ابوريحان بيرونی در آثار الباقيه آورده است آغاز سال ايرانی از زمان خلقت انسان ﴿ يعنی ابتدای هزاره هفتم از تاريخ عالم ﴾ روز هرمز از ماه فروردين بود ، وقتی كه آفتاب در نصف النهار در نقطه ی اعتدال ربيعی و طالع سرطان بود.

پيدايش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی ، عنصری، بيرونی، طبری و بسياری ديگر كه منبع تاريخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبيات پيش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشيد می دانند. در خور يادآوری است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز بر گزار ميشده و ابوريحان نيز با آنكه جشن را به جمشيد منسوب می كند يادآور ميشود كه: آن روز كه روز تازه ای بود جمشيد عيد گرفت اگر چه پيش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.

جشن نوروز

جشن نوروز دسته كم يك يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشيد، يك ماه می نويسد: چون جم در گذشت پادشاهان همه روز های ماه را عيد گرفتند. عيد ها را شش بخش نموده اند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص می دادند، پنج روز دوم را به اشراف ، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به نديمان و درباريان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز ، دست كم از "چهارشنبه آخر سال" آعاز و "در سيزده به در" پايان می پذيرد. از آداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه ، چهارشنبه سوری ، خانه تكانی ،عيدی دادن و سفره ی هفت سين ياد كرد.

پنجه ﴿ خمسه مسترقه ﴾

بنا بر سال نمای كهن ايران هر يك از دوازده ماه سال ۳۰ روز است و ۵ روز باقيمانده سال را پنجه ، پنجك يا خمسه مسترقه می نامند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند. از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنچه تا سال ۱۳۰۴ كه تقويم رسمی شش ماه اول سال را ۳۱ روز قرار داد برگزار می شد.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 1:21  توسط طیب لی   | 

خانم! شما خدا هستيد؟

در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد.

آنها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت

حالا به خانه برگرد. انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد: «خانم! شما خدا هستيد؟

زن جوان لبخندي زد و گفت: «نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم

 

پسرك گفت: «مطمئن بودم با او نسبتي داريد».

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 1:18  توسط طیب لی   | 

مراسم چهارشنبه سوری

بوته افروزي 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود 
ببرد.

 

 

مراسم كوزه شكني 

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   

 

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 2:36  توسط طیب لی   | 

تاریخچه چهارشنبه سوری

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

 

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

 

 

                                  

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

 

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 2:29  توسط طیب لی   | 

آرامش ذهني

هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.
اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت هاي و يژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نماييد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي كند در اين مسير گام برداريد:
 
1)  ياد بگيريد كه گاه مسائل را رها سازيد.
بدين معنا كه به هر مسئله اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسائل خود هستيد و به مرور آنها مي پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه اي را با خود حمل مي كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس درشما مي گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي كند كه با هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.
 
2) به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد.
اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت.
 
3) مثبت انديش باشيد.
اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي تواند بي فايده و بي ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.
 
4) نسبت به انتظارات و برنامه ريزي هاي خود واقع بين و منطقي باشيد.
توانايي هاي خود را در موقعيت هاي خاص بشناسيد و نسبت به عدم توانايي ها و ضعف هاي خود واقع بين باشيد. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگي منطقي تر باشد، به آرامش بيشتري دست خواهيد يافت.
 
5) نسبت به انسان ها، عشق بي قيد و شرط خود را نثار كنيد.
شما مي توانيد از دوستان، هم اتاقي ها و هم كلاسي هاي خود شروع كنيد. ياد بگيريد كه آنها را بدون قيد و شرط  دوست بداريد، درمقابل ضعف هاي آنها صبور باشيد وخطاها و اهمال كاري هايشان را ببخشيد. هر چقدر نسبت به ديگران بخشش بيشتري داشته باشيد احساس شادي و خرسندي بيشتري را تجربه خواهيد كرد.
 
6) معناي فداكاري را لمس كنيد.
دست بخشش داشته باشيد ولي انتظار بازگشت نداشته باشيد. ديگران را به شيوه خودشان خوشحال كنيد. به افراد بي پناه ، يتيم و فقير كمك كنيد. براي آنهايي كه خواهان ياري شما هستند پشت و پناه باشيد و بدون  آنكه منتي بر آنها نهيد تكيه گاهشان باشيد. هرچقدر بيشتر ببخشاييد، از الزامات و قيد و بندها بيشتر رها خواهيد شد.
 
7) افكار خود را بازسازي كنيد.
در افكار و عقايد خويش نسبت به شخص خود، بازنگري كنيد. بياموزيد در مقابل خويشتن صبور باشيد و ارزشها، استعدادها و مهارت هاي خود را ارج نهيد. خود را بدون هيچ قيد و شرطي دوست بداريد. هرگونه ترس و ترديد غيرمنطقي كه در مورد خود داريد، كنار بگذاريد. اگرديدگاه مثبت و سالمي را در مورد خود داشته باشيد ياد خواهيد گرفت كه خود را بدون قيد و شرط قبول داشته باشيد.
 

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 2:4  توسط طیب لی   | 

هفت راه كاشتن بذر آرامش و سعادت درذهن


قانون1: بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد.
 
قانون 2: بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشويم ، زيرا اين كار بيشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نيرو مي گيرد.بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.
 
قانون 3: الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي، انتظار ناسپاسي داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.
ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشكر از ديگران نيست، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.
د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.
 
قانون4: هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.
 
قانون 5: از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.
 
قانون 6: وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد، از آن شربت درست كنيم.
 
قانون 7: با اندكي شاد كردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد.
 

                                                                            ديل كارنگي

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 1:57  توسط طیب لی   | 

به یاد داشته باشید...

طوفان با همه خشمش نمي ماند،درياست كه هميشه پابرجاست.

2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 0:31  توسط طیب لی   | 

پیری و معرکه گیری!!
                                  
2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 0:22  توسط طیب لی   | 

خوشبختی کجاست؟

       خوشبختي قطره شبنمي است كه هر روز صبح بر برگ گل سرخ مي نشيند و گاهي آن را نمي بينيم و بي تفاوت از كنارشان مي گذريم و يا شايد همان كبوتري است كه از ابتداي پاييز به تمناي گرماي دست هايمان در پشت پنجره اتاقمان لانه گزيده و هر روز صبح با صدايش از خواب برمي خيزيم، اما هرگز آن را نديده ايم.

       خوشبختي به همين سادگي ، همين قدر نرديك و دست يافتني و همين قدر دور از چشم ماست.اكثر ما در زندگي خوشبختيم ولي چون آن را در جايي بيرون از زندگي خود جستجو مي كنيم ، هرگز آن را نخواهيم يافت.

       وقتي سالم و پر توان ، براي امرار معاش،كسب درآمد،تأمين خانواده و پر كردن سفره دل هايمان به بيرون از خانه مي رويم و شب با دستاني پر از مهر، سالم و فارغ بال به خانه باز مي گرديم اين معناي خوشبخت بودن است.

       خوشبختي نه در تسخير فلك الافلاك است و نه در حساب هاي بانكي غير قابل شمارش.بلكه در دستان ماست.دستاني كه مي تواند دنيايي را به مهر بسازد،شاد كند و خود نيز شاد باشد.دستاني كه جوانه اي را به شاخه اي پيوند مي دهد و هر دو را زندگي مي بخشد و چراغ اميد را در كوچه پس كوچه شهرمان روشن مي كند.

       و من خوشبختم چون تو هستي و تمام داشته هاي دنيا در تو معنا مي شود،اي خداي مهربان!!!  

2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 0:0  توسط طیب لی   | 

زندگی یعنی تکاپو زندگی یعنی تکاپو زندگی یعنی تکاپو زندگی یعنی تکاپو زندگی یعنی تکاپو
زندگی یعنی تکاپو
زندگی یعنی هیاهو
زندگی یعنی شب نو  روزنو  اندیشه نو
زندگی یعنی غم نو  حسرت نو  پیشه نو
زندگی می بایست سرشار از تازگی باشد
زندگی همچون آب است
آب اگر راکد بماند
چهره اش افسرده خواهد شد
2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 0:6  توسط طیب لی   | 

هفت نصيحت مولانا :

¤گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)   

¤ باشفقت و مهربان باش   (مثل خورشيد) 

¤ اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان  (مثل شب)

¤ وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

¤  متواضع باش و كبر نداشته باش  (مثل خاك)

¤ بخشش و عفو داشته باش  (مثل دريا )

 ¤ اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 23:54  توسط طیب لی   | 

امتحان از نظر بزرگان : ( چون به زودی امتحانات دانشگاهم شروع می شود ).

چهار نفر بودند .  اسمشان اين ها بود :  همه کس، يک کسي ، هرکسي ،

هيچ کس .  کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند

 که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند .  هرکسي مي توانست

اين کار را بکند،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد .  يک

کسي عصباني شد  ،  چرا که اين کار ،  کار همه کس بود ،

 اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد .

سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش

کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه

 کس مي توانست انجام بدهد ...


امتحان از نظر بزرگان :

فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين

امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت

امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو

چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اش را نمي دانم ---- جرج اورول

هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي

توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده ، اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 23:51  توسط طیب لی   | 

شوت هاي دكتر احمدي نژاد ! ! !

تصوير زير حضور دكتر احمدي نژاد در تمرين روز سه شنبه تيم ملي فوتبال است .


رئيس جمهور 5 پنالتي هم به ميرزاپور زد ، كه 4 تاش گل شد !!!

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 1:44  توسط طیب لی   | 

زنگها چه تاثیری بر سلامت دارند؟

آيا مي دانيد كه رنگ ها نماد و سمبل چيزهاي خاصي هستند و بر روح و روان و هم چنين جسم و سلامتي ما انسانها، تأثير بسزايي مي گذارند؟ اگر مي خواهيد از راز و رمز رنگ ها با خبر شويد، حتماً اين مقاله را با دقت بخوانيد:
رنگ قرمز: قرمز سمبل عشق و خشم و غضب خود زندگي است؛ كه به خاطر قدرت نافذش ـ به اين علت كه برترين رنگ هاست ـ براي درمان كندي گردش خون، مشكلات و ناراحتي هاي قلب و عضلاني به كار گرفته مي شود. رنگ قرمز هيجان، شوق، اشتياق، شور، عشق، علاقه، جذبه و جوش و خروش به وجود مي آورد، احساس را برمي انگيزد و تأثيري شادي آفرين در بردارد.
رنگ نارنجي: نارنجي سمبل شادماني، لذت، خوشي، موفقيت و نشاط است و به سرحال آمدن روحيه كمك مي كند، از اين رو، براي درمان مشكلات مرتبط با افسردگي، اضطراب، دلشوره، ترس و وحشت بيمارگونه مورد استفاده قرار مي گيرد. نارنجي، اشتهاي سالم را برمي انگيزد و غرايز و اميال را افزايش مي دهد . رنگ نارنجي منبع گرمابخش، الهام بخش و درخشان تشويقي و ترغيبي براي همه جنبه ها و ابعاد زندگي محسوب مي شود.
رنگ زرد: زرد رنگ پالايش و تطهير مطلق است، كه وضوح و شفافيت عقل و خرد را برمي انگيزد و نيز سموم و ناخالصي ها را پردازش و ريشه كن مي كند. زرد به واسطه توانايي بخشيدن براي غلبه بر عدم قابليت ها و قدرت و استحكام بخشي به عملكردهاي غدد درون ريز داخلي بدن به افراد كمك مي كند.
رنگ سبز: سبز رنگي تسكين بخش و آرامش دهنده است كه به كاهش تورم و التهاب مفاصل، بافت ها و نسوج كمك مي كند؛ اين رنگ به جسم آرامش مي بخشد و به كاهش التهاب كمك مي كند. سبز رنگ طبي، آرام و تسكين يافته است.
رنگ فيروزه اي: فيروزه اي رنگ آرامش فكري و ذهني است و با انسدادها و موانع حك شدن در خاطر و ذهن و روان مبارزه مي كند. فيروزه اي به عنوان يك تقويت كننده عمل مي كند و مي تواند به تنظيم مجدد و ايجاد تعادل در روده كوچك و بزرگ كمك كند. فيروزه اي رنگي است كه به پيشرفت و تسهيل رشد معنوي كمك شايان توجهي مي كند.
رنگ آبي: آبي رنگي ملايم و سرد است كه تأثيري آرام بخش و تسكين دهنده در داخل و خارج از بدن در بر دارد. رنگ آبي در درمان اختلالات و مشكلات خواب و سردردها خيلي مفيد و مؤثر واقع مي شود و در عين حال، خاصيت ارتجاعي و انعطاف پذيري بافت و نسوج در اعضاي بدن را به حالت تعادل درمي آورد و منظم مي كند. رنگ آبي در رفع انواع گونه هاي گرفتگي عضلات و دل دردهامفيد است و اثري ضد باكتري دارد.
رنگ بنفش: بنفش افزايش دهنده و تقويت كننده سطح هوشياري و خودآگاهي است. بنفش تأثيرات ذهن ورزي (مديتيشن) را افزايش مي دهد. بنفش عملكرد صحيح سيستم لنفي (غدد لنفاوي) را بهبود مي بخشد و در مواقع يائسگي خيلي مفيد و سودمند عمل مي كند. بنفش رنگ خنثي كننده زخم ها و صدمات عاطفي و احساسي است و براي رشد و توسعه معنوي مفيد واقع مي شود.
رنگ ها نقش خيلي مهمي در همه ابعاد و جنبه هاي زندگي ما ايفا مي كنند، رنگ ها روي احساسات، حواس، بينش، بصيرت، قوه بينايي، قوه شنوايي، قوه چشايي، قوه بويايي و حتي صداي ما اثر دارند. ديدن رنگ ها باعث تغييرات حالات و خلق و خوي ما مي شود و آنها به نحو خيلي مؤثري روي خودآگاهي و هوشياري وحتي ضمير ناخودآگاه ما تأثير مي گذارند، به عنوان مثال، قرمز رنگ خشم و غضب است و سفيد رنگ صلح و صفا و آرامش حتي مي توانيم رنگ ها را در مكالمات و گفتگوهاي معمول روزمره مان مورد استفاده قرار دهيم. مثلاً: آسمان سياه است يعني آسمان تيره و گرفته است يا او سفيدتر از سفيد است يعني او رنگ ورويي پريده و سفيد دارد يا از فرط حسادت و خشم سبز شده ام يعني از فرط عصبانيت و حسادت دارم مي تركم. ما قدرت خلاقيت و ابتكارمان را از طريق رنگ ها ابراز مي كنيم. رنگي كه انتخاب مي كنيم معاني زيادي دربردارد، نه تنها در رابطه با بيان احساساتمان، بلكه در اين ارتباط كه مايليم چه احساسي داشته باشيم. رنگ ها، هم چنين، براي شفا و بهبودبخشي مورد استفاده قرار مي گيرند، چرا كه تأثيرات قدرتمندي روي بدن و جسم ما دارند. اين بدان معنا است كه همه رنگ ها مي توانند اثرات منفي يا مثبت در برداشته باشند. مثلاً، اتاقي كه در آن رنگ ها و سايه ها متضاد ته رنگ هاي خالص (رنگ هايي كه در چرخه رنگ متضاد هستند و مقابل هم قرار گرفته اند) مثل قرمز و سبز استفاده شده است، تصور مي شود كه برانگيزنده تر باشد. پس اين تركيب رنگ ها مي توانند براي بهره گيري در مهد كودك ها مناسب و خوب باشد، ولي اگر مي خواهيد از آنها در اتاق خواب استفاده كنيد، بايستي به واسطه ته رنگ ها و سايه هاي همان زمينه ملايم شوند. مثل صورتي و سبز روشن. تركيب رنگ هاي هم خانواده (رنگ هايي كه روي چرخه رنگ كنار يكديگر قرار دارند) آرامش، سكوت و سكون را القا مي كنند، در نتيجه، استفاده از آنها براي اتاق بچه ها توصيه مي شود.
به واسطه شناسايي اتاقي كه بيشتر از همه از آن استفاده مي كنيد، طرح رنگ تان را برگزينيد. هر رنگي مايه و سايه روشني گرم و سرد دارد و شما بايستي تعيين كنيد كه آيا خواهان محيطي ملايم و آرامش بخش هستيد يا محيطي برانگيزنده را ترجيح مي دهيد، به عنوان مثال، رنگ هاي گرم القاگر فعاليت، پويايي و جنب وجوش هستند، درحالي كه رنگ هاي سرد القاگر خلق و خو و حالات روحي آرام و ساكن.
تيرگي و روشني رنگها نيز روي خلق و خو و حالات روحي ما تأثير مي گذارد، به عنوان مثال، رنگ زرد سير (پررنگ) بيشتر از ليمويي روشن اثري عميق ايجاد مي كند.
به ياد داشته باشيد كه وقتي رنگ ها روي پس زمينه اي سفيد يا نزديك به سفيد قرار مي گيرند، در ظاهر سيرتر جلوه مي كنند. رنگ هاي تيره وقتي نزديك رنگ هاي روشن قرار مي گيرند، حتي تيره تر به نظر مي رسند. رنگ هاي مكمل (متمم) وقتي كنار يكديگر مورد استفاده قرار گيرند، سيرتر به نظر مي رسند.

منبع : http://www.ayaran.com
2 نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 23:3  توسط طیب لی   | 

سخنانی از بزرگان دنیا...

1. دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.( مولانا)

2. دل دلایلی دارد که عقل به طور کلی ازآن بی خبراست.( پاسکال)

3. هرکسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.( گوته)

4. فقط آنها که رنج می برند می توانند عشق بورزند وفقط آنها که عشق می ورزند میتوانند زنده بمانند.( دکارت)

5. عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد وگرنه معشوق بهانه است.( ناشناس)

6. مرا اندکی دوست بدار ولی طولا نی.( ناشناس)

7. معتقدم که سرنوشت انسانها را فقط محبت معلوم می کند وبس.( شکسپیر)

8. شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.( زرتشت)

9. آنجا که مهربانی نمیتواند راه برود،می خزد. ( ناشناس)

 

2 نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 10:48  توسط طیب لی   | 

سالروز تاسیس مسجد جمکران و سپاه پاسداران به جای روز ملی شدن صنعت نفت و روز جمهوری اسلامی در تقویم بن

بنيادبين المللي غدير استان قم وابسته به آيت ا... خزعلي و كانون بسيج فرهنگيان سازمان و نواحي اين استان اقدام به انتشار سالنامه 1385 با ويژگي هاي خاص كرده اند.
در اين سالنامه كه در چاپي نفيس و با تيراژ بالا منتشر شده است ، روزتاريخي 12 فروردين كه همواره در سالنامه كشور ، بعنوان روز جمهوري اسلامي پي نوشت و بعنوان تعطيل رسمي اعلام مي شود همانند روزهاي عادي به نمايش گذاشته شده است. همچنين در اين سالنامه از روز 29 اسفند تنها بعنوان روز شهادت امام رضا (ع) ياد شده و هيچ اشاره اي به ملي شدن صنعت نفت نشده است.
اما مناسبت هايي همچون سالروز تاسيس سپاه ، سالروز تاسيس مسجد جمكران و روز امور تربيتي و اسلامي قيد شده است

منبع :  http://iranianclub.mihanblog.com/

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:58  توسط طیب لی   | 

زاهد و جانوران

زمانی دور، زاهدی در میان تپه های سبز زندگی می کرد. روحش پاک و قلبش سپید بود. تمام جانوران زمین و پرندگان آسمان، جفت جفت به نزدش می آمدند تا زاهد با آنها صحبت کند. با شور و شوق حرفهایش را می شنیدند و دورش جمع می شدند و تا شب از نزدش نمی رفتند. شب، زاهد آنها را به خانه بر می گرداند و دعای خیر می کرد و به باد و جنگل می سپرد

غروبی از عشق صحبت می کرد، یوزپلنگی سرش را بلند کرد و به زاهد گفت:  برای ما از عشق می گویید. آقا، بفرمایید عشق شما کجاست؟

.زاهد گفت : من جفتی ندارم

غریو شگفتی از جمع جانوران و پرندگان برخاست و به هم گفتند : " چطور می تواند از عشق و جفت گیری صحبت کند، در حال که خودش جفتی ندارد؟ " و آرام و مغموم، او را ترک کردند

.آن شب، زاهد به رو بر تشکش خوابید، و تلخ گریست و مشت بر سینه کوبید

 

از کتاب باغ پیامبر و سرگردان

نوشته جبران خلیل جبران

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:32  توسط طیب لی   | 

خداوندا !!

خدایا!

 

به من توفیق ،

 

 تلاش در شکست

 

 صبر در نومیدی

 

 رفتن بی همراه

 

 کار بی پاداش

 

 فداکاری در سکوت

 

 دین بی دنیا

 

 ایمان بی ریا

 

 خوبی بی نمود

 

عشق بی هوس

 

تنهایی در انبوه

 

و دوست داشتن بدون آنکه دوست بداند،

 

روزی کن!

 

                  آمین یا رب العالمین!

 

آرزومند بهترين آرزوها براي همه ي دوستاي گل و مهربونم

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:30  توسط طیب لی   | 

کامپیوتر مذکره یا مونث؟!

معلم زبان فرانسه در مورد اسامی توضیح می داد که مذکر و مونث دارند. مثلا "خانه" مونثه، پس میشه: "la maison.". "مداد" مذکره، پس میشه: "le crayon."... یک دانشجو پرسید؛ استاد! کامپیوتر مذکره یا مونث؟! استاد نمی دانست. در فرهنگ لغت هم پیدا نکرد. پس دانشجویان را به دو دسته ی پسر و دختر تقسیم کرد و گفت هر دسته شش دلیل برای مونث یا مذکر بودن کامپیوتر پیدا کند! گروه پسرها معتقد بودند که کامپیوتر بطور قطع مونث است، چون:

1- همیشه به یک backup نیاز دارد.

2- بمجردی که یه "خوبش" را میگیری، تو خیابون بغلی یه "بهترش" پیدا میشه.

3- منطق عملکردش را تنها اونی که درستش کرده می فهمد و بس.

4- کوچک ترین حرکت تو را برای مراجعه های بعدی، ثبت می کنه.

5- زبان برنامه ریزی شده اش، تنها برای سیستم های مشابه قابل درکه.

6- هشدارهایی مثل "Error" یا "Try again" همانقدر قابل فهمه که انگار گفته بشه؛ "اگر خودت نمیدونی چه غلطی کردی، بمیری هم بهت نمیگم"!

 

اما گروه دختران دانشجو اصرار داشتند که کامپیوتر مذکر است، چون:

1- با وجودی که کلی اطلاعات توش هست، هم چنان خنگه.

2- تا وقتی که پایش به خونه ات نرسیده، صاف و صوف و تر و تمیزه.

3- آنچه که تو بخوای انجام میده، بشرطی که دکمه ی درست را فشار بدی.

4- بهترین حسن داشتنش، تعداد بازی هایی ست که میتونی باهاش انجام بدی.

5- برای این که "کاری" صورت بده، باید اول "روشنش" کنی.

6- با فشار زیاد گه گیجه میگیره و تمام شب می گذاردت تو خماری!

 

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:28  توسط طیب لی   | 

هتک حرمت پيامبر اسلام از ديدگاه مهاجرانی

انتشار مکرر کاريکاتورها عليه رسول گرامی اسلام يک نشانه است. ترويج‌دهندگان کاريکاتورها، کانون خطر را رسول اسلام می‌دانند. و گرنه چگونه روزنامه‌ای مثل دی‌ولت بارها اقدام به نشر کاريکاتورها می‌کند؟
آنها رسولی را سلب می‌کنند که در قرآنش بيش از خود او درباره‌ی موسي و مسيح سخن گفته شده است. رسولی را هجو می‌کنند و استهزا می‌نمايند که به مسلمانان توصيه کرده است که حتی به بت‌ها بد نگويند. رسولی را دشنام می‌دهند که معجزه‌اش کلمه است. در کتابش چهره‌ی موسی و مسيح و مريم به زیباترين شکل ممکن ترسيم شده است ... اين بدگويی‌ها، فرصت ديگري شد که مسلمانان کانون اصلي هويت و قدرت خويش را شناسايي کنند و به روشنی ببينند.
اهانتی که مثل خاک افشاندن به سوی ماه روشن است چه تاثيری خواهد داشت؟
مولوی که در اين سال‌های اخير، انديشه‌ی او روز به روز در غرب رونق بيشتری می‌گيرد، انگار چنين روزهايی را در افق عالم می‌ديده است:

مصطفي را وعده کرد الطاف حق
گر بميري تو نميرد اين سبق
من تو را اندر دو عالم رافعم
طاعنان را از حديثت دافعم
منبر و محراب سازم بهر تو
در محبت قهر من شد قهر تو

مگر وقتي انقلاب اکتبر در روسيه اتفاق افتاد، مساجد را به اسطبل تبديل نکردند؟ توانستند نام اسلام را خاموش کنند؟
اين اتفاق باعث شده است مسلمانانی که نسبت به اسلام حساسيت نداشتد، شعله‌ای روح آنان را بسوزاند؛ مگر می‌شود به رسول اسلام دشنام داد؟ اين تلخي سرانجام شيريني خواهد داشت؛ توجه بيشتر مسلمانان و مردم جهان به اسلام و درخشش نام و ياد نبی گرامی اسلام.

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 1:13  توسط طیب لی   | 

عاقبت چت کردن
                

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 18:29  توسط طیب لی   | 

 
***