توفيقم ده که بيش از طلب همدردی همدردی کنم
بيش از آنکه مرا بفهمند ديگران را درک کنم
بيش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم



اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است ودر تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري واين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين خزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان . مادرت آتوسا بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد وغله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايدبعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوقه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود . هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي كانالي كه من مي خواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم كانال سوئذ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردمرا خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كردولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايدو پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تاهر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم وتو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تورو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده . عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشدو اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي . بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجااند حاضركردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .
مهندسان هخامنشي دو هزار و 500 سال پيش براي جلوگيري از ريزش سازههاي مجموعه پاسارگاد كه در منطقه زلزله خير ساخته شدهاند، از روش ابتكاري در پي به صورت «پي دو پوشه» يا(Base isolation ) استفاده كردهاند كه امروز در ساخت پي نيروگاههاي هستهاي و سازههاي حساس به كار گرفته ميشود. روش پي دو پوشه، تكنيكي در مهندسي سازه و زلزله است كه كارشناسان قبل از ساخت سازه، از دو پي روي هم استفاده ميكنند. پي اول به صورت ثابت است و پي دوم روي پي اول ساخته شده و داراي قابليت ارتعاش است. استفاده از اين روش باعث ميشود كه مقاومت سازهها تا بيش از هفت ريشتر بالا برود و در هنگام زلزله با حركت سازهها در قسمت پي، ضربه زلزله گرفته شود و سازه آسيب نبيند. از اين روش هم اكنون در ساخت سازههاي حساس در كشورهاي زلزله خير از جمله ژاپن استفاده مي شود.
«عبدالعظيم شاهكرمي»، متخصص سازه و ژئوتكنيك و مسئول بررسيهاي مهندسي پاسارگاد، در مورد استفاده از روش پي دو پوشه گفت: «بررسيها روي سازههاي پاسارگاد نشان ميدهد كه مهندسان هخامنشي دو هزار و پانصد سال پيش در زير سازههاي اين مجموعه دو پي ميساختهاند تا بتوانند ضربه هاي ناشي از زلزله و لغزش را بگيرند و سازهها در هنگام زلزله در اين منطقه زلزله خيز آسيبي نبينند.»
وي با اشاره به اينكه استفاده از اين روش ابتكاري كه هم اكنون آخرين تكنيك مقاومسازي سازهها است در دو هزار و پانصد سال پيش نشان دهنده شناخت كامل مهندسي سازه و اقليم است، گفت: » زير سازه هاي مجموعه پاسارگاد دو پي وجود دارد. پي اول از جنس سنگ و ملات ساروج است و پي دوم كه روي سطح كاملا صاف پي اول جاي گرفته تنها از جنس سنگ ساخته شده و ميتواند روي پي ثابت اول ارتعاش پيدا كند.»
بررسيهاي انجام شده در سازههاي پاسارگاد به خصوص تلتخت و زندان سكندر يا آرامگاه كمبوجيه نشان ميدهد كه مهندسان هخامنشي علاوه بر استفاده از پي دو پوش با توجه به سست بودن خاك منطقه و سنگيني سازهها، پي اين مجموعه را در عمق زياد و سطح گستردهتري ساختهاند.
شاه كرمي در مورد علت استفاده از اين تكنيك گفت: «ايجاد پيسازههاي اين مجموعه در عمق زياد و گستردگي بيشتر نسبت به سطح سازهها مانع اختلاف نشست و جلوگيري از ترك خوردگي و فرسايش سازهها ميشود.» به گفته شاهكرمي با توجه به استفاده از روش پي دو پوشه، گسترده و پي عميق در اين مجموعه مهندسان هخامنشي دو مشكل اختلاف نشست و زلزله در اين منطقه را حل كردهاند.
محوطه باستاني پاسارگاد نخستين پايتخت دولت هخامنشيان است كه دو هزار و پانصد سال پيش به دستور كوروش هخامنشي ساخته شده است. در اين مجموعه كه در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده است آثاري نظير مقبره كوروش، كاخ بارعام، كاخ اختصاصي و مجموعههاي ديگر وجود دارد. پاسارگاد در استان فارس جاي گرفته است.
لطفا در صورت بروز هر مشکلی اطلاع دهید.
چگونه پس زمينه صفحه را انتخاب كنيم و تغيير دهيم؟
به سایت وبگذر هم سری بزنید . میتوانید از امکانات نظرسنجی و دو تا از قالب های جدیدش استفاده کنید.
آدم های سر به زیر هرگز توی چاله نمی افتند اما هیچ وقتم آسمون آبی رو نمی بینن.
|
کاربرد |
معني |
نوع بوق |
|
احوالپرسي با راننده آشنا |
سام عليک |
يه بوق کوچولو |
|
احوالپرسي با راننده آشنا |
به .... خيلي مخلصيم |
دو بوق |
|
احوالپرسي با راننده آشنا |
کجايي بي وفا؟ |
سه بوق |
|
ويژه مسافر کشي |
کجا؟ |
569 بوق |
|
صدا زدن خانم براي رفتن به مهماني |
بدو بيا دير شد |
بوق بدون وقفه به مدت نيمساعت |
|
جلوي مراکز درماني و بيمارستان ها |
سلام |
بوق بدون وقفه معمولي |
|
هنگام مشاهده ماشين عروس حتي خالي |
معلوم است |
بوق با ملودي يا آهنگ عروسي |
|
نشانه ذوق سرشار راننده |
ندارد |
نصب بوق قطارروي پيکان |
|
نشانه بزرگواري موتور سوار |
ندارد |
نصب بوق کاميون روي موتور سيکلت |
|
ويژه رانندگاني که عشق پليس بازي دارند |
ب بو ... بي بو |
نصب آژير به جاي بوق |
|
ويژه روستاييان عزيزي که سالهاست از روستا دور مانده اند و دچار دلتنگي اند |
قو قولي قو قو |
نصب صداي خروس به جاي بوق |
این یکی یک پازل (جورچین؟) چهار قطعه ای در بالایش دارد که همین که ساعت شروع به زنگ زدن کند به هوا پرت می شوند و در اتاق پراکنده ! حالا برای قطع زنگ لعنتی باید این چهار تا را پیدا کنید و دوباره سرجای خودشان قرارشان دهید.
وای وای ! اولا که هر وقت ازش ساعت را بپرسید، جواب می دهد. بعد هم که موقع بیدار شدن شد، اول به شما می گوید «آفتاب دمیده! بیدار شو عزیزم» ولی وقتی بیدار نشدید عربده می زند که «دستت رو از گوشت ور دار ! بیدار شو !» و در این مرحله تنها خاموش کردن اش این است که بسیار محکم و با خشونت، گلوی ساعت را بگیرید و فشار بدهید.
خدا به خیر کنه ! این ساعت مجهز است به یک صدای ۹۵ دسی بلی (!!!) و یک نورافکن بسیار قوی و یک صفحه لرزاننده که می توانید آن را در تختتان کار بگذارید.
موقع زنگ که بشود راه می افتد ! اول از پاتختی یا قفسه پایین می پرد و بعد می چرخد و فرار می کند. اگر هم بلند شوید و دستگیرش کنید آنقدر می لرزد که نتوانید دگمه خاموش را به راحتی پیدا کنید.
صبح تخم می گذارد و تا تخم ها را از زمین جمع نکنید و در دهانش نگذارید، قد قدش را متوقف نمی کند.
یک حشره / هلیکوپتر لعنتی بیدار کننده. موقع زنگ زدن از قفس فرار می کند و به پرواز در می آید. باید بلند شوید و با ورجه وورجه مثل یک پشه مزاحم بگیریدش و دوباره در قفسش بگذارید.
نارنجک صوتی ! در اصل یک ساعت نیست بلکه یک بیدار کننده است. ضامن را می کشید و پرتش می کنید در اتاق یا تخت کسی که خوابیده و باید بیدار شود. بعد از ده ثانیه صدای بسیار ناهنجاری را شروع می کند که می تواند روی بسیار بلند تنظیم شود. مشکل اصلی اینجاست که برای خاموش کردنش هم طرف حتما باید بلند شود و شما را پیدا کند تا ضامن را دوباره در نارنجک فرو کنید.
و اینهم گل سر سبد ساعت های لعنتی. موقع خوابیدن دگمه زنگ زدن برای فردا را فشار می دهید. ساعت بی سر و صدا راه می افتد، از پاتختی پایین می آید و آنقدر راه می رود تا در یک گوشه از اتاق مخفی شود. صبح که شد برای پیدا و خاموش کردن اش باید از تخت بیرون بیایید. هنر ساعت اینجا است که هر روز یک جای جدید و متفاوت با قبل برای مخفی شدن پیدا می کند.
كسي كه مزه بدبختي رانچشيده،نميتواند از نيك بختي لذت ببرد
غرور نقابي است كه انسان روي معايب خود ميكشد
فقط كفش ميداند جوراب سوراخ است يا نه
قبل از ورود ،فكر خروج را بكن
عشق يكجانبه،سؤالي است كه بي جواب مانده است
عشق كور نيست،فقط نميبيند
قلب چشمه است و رود خانه زبان
كلمات و اعمال را در يك ترازو وزن نميكنند
فقط بلبل ميتواند گل سرخ رابشناسد
زندگي را هر طور نگاه كني زيباست
غير ممكن تنها براي كساني وجوددارد كه نميتوانند
فصيح ترين زبان،عمل است
روي خوش ويزاي ورود به كشور دلهاست
و
اگر مي خواهيد ارزش خود را حساب كنيد،دوستانتان را بشماريد
افزايش بار علمي به طور نا خواسته !
كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه !
رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان!
افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!)
چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي !
سردرد حاصل از تمركز شديد .براي يافتن راههاي مدرن تقلب!
افزايش ادب .به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي!!
و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه ...!!!!!
فوايد اندك امتحانات : نوشيدن انواع قهوه هاي مرغوب .
معرفت رو از سیگار بیاموز که با این که میدونه آخره سر زیره پات لهمیشه تا آخر به پات میسوزهروز valentine يكي ميره كارت پستال فروشي وميگه آقا كارتي دارين
كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟
يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!
نام تو ... اسمت را بر کوه نوشتم ریزش کرد روی آب نوشتم بخار شد.روی کاغذ نوشتم پاره شد .روی قلبم....(برو بابا با این اسمت اینم اسمه تو داری...)
یکی تو راست میگی یکی پینوکیویکی تو مهربونی یکی خرس مهربونیکی تو خونتون قشنگه یکی خونه مادربزرگهیکی توسفیدی یکی سفید برفییکی گوشای تو قشنگه یکی گوشای زیزی گولویکی توخشکلی یکی پلنگ صورتییکی توزبلی یکی ملوان زبلیکی ما دو با هم خوبیم یکی تامو جرییکی موهای تو قشنگه یکی هم موهای انشرلی
الهي!
ياريمان كن كه همواره شايسته ي شكوه
عظمت و لطف بي كرانه ات باشيم و تنها
در هواي حضور تو به پرواز در آييم و
در پناه محبت دل آراي تو هدايت شويم
پس اي مهربان عنايتي فرما و شب هاي
بلند نيازمان را قرين صبح اجابت و روشني
خويش كن. (آمين)
ابليس به پنج علت بد بخت شد:
اقرار به گناه نكرد – از كرده پشيمان نشد – خود را ملامت نكرد – تصميم به توبه نگرفت – از رحمت خدا نا اميد شد
آدم به پنج سبب سعادتمند شد:
اقرار به گناه كرد – از كرده پشيمان شد – سرزنش خود كرد – تعجيل در توبه كرد – اميد به رحمت حق داشت
هميشه به ياد داشته باش
تا به فرامشي بسپاري
آنچه را که اندهگينت ميسازد
اما . . .
هرگز فراموش مکن
به ياد داشته باشي
آنچه را که شادمانت مي سازد . . .
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!
![]()
Happy New Year
یا مقلب اقلوب و الابصاریا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
سلام سلامی پر از شوق و اشتیاق و پر از بوی بهار سلامی تازه و نو به خاطر سالی نو و شروعی دوباره به همه دوستای خوبم امیدوارم هر جا که هستید خوب و شاد و سرحال باشید
می خواستم سال نو رو به همه شما و خانواده های محترمتون تبریک بگم موقع تحویل سال دعا برای دوستان رو فراموش نکنید امیدوارم سالی به رنگ سبز و سرشار از موفیت و شادی و پر از طراوت در پیش رو داشته باشید و تعطیلات به همه شما و خانواده هاتون خوش بگذره این گل ها را با یک دنیا عشق و محبت تقدیم می کنم به همه شما عزیزان و سالی پر از شور و هیجان رو برای همتون آرزومندم
آرزومند آرزوهاتون
سلامتي ، سروري ، سالاري ، سربلندي ، سرور ، سرافرازي و سعادت را كه بهترين 7 سين سال است براي شما و خانواده محترمتان آرزو ميكنيم
بهار تان خجسته
نو رو ز تا ن مبا رک
و عمرتان سبز سبز باد
ای فرزندان بهشت
هراسان مباشید
عشق خداوند بر شما جاری است
در اندیشه مباشید که چگونه رهسپار گشتید
آسمان در انتظار شماست
آسمانی آبی و آزاد
همراه با زیبا ترین نغمه نور
که بر هیچ یک از بزرگ شدگان زمین نواخته نگشت
روزگاری
در کنار تنها رهگذر سبز جاده خاکستری رنگ زندگی
به هیاهویی شگفت انگیز می نشستیم به انتظار
انتظار برای رسیدن به کودکی
به بالهای سپید
به دنیایی پر از حقیقت
و به چشمان پیام آوران نور ...
آیا بر آن گوهر درونی ، امین ماندیم
و یا در پس اولین شعله فریب
آنرا خاموش ساختیم
با یکدیگر سخن گفتیم
بر حقیقتی که آنرا در تمام لحظات نور
به قوتی که بر ما بخشید احساس نمودیم
لیکن ، تنها آنانی پذیرفتند
که شجاعتی بر دل بداشتند
و نه آنانکه خویش را در پس پرده دنیا پنهان نمودند
و ما را فریب دهنده نامیدند
آگاه باش
محبت را تجربه نما
و به راستی خداوند ایمان آور
و بمان با کودکان
آنانکه با خداوند عهد دوستی بستند

من دلم ميخواهد
خانه اي داشته باشم پر دوست
كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو
هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست
شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست
بر درش برگ گلي ميكوبم
و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم
اي دوست خانه دوستي ما اينجاست
تا كه سهراب نپرسد ديگر
خانه دوست كجاست
***********************************
رنگها بی رنگ است
سایه ای مانده زالوان قشنگ
همتی می باید
با تو ای دوست
که رنگی بزنیم
بربهاری که بدست آمده است
وسپاریم به دست طوفان
همه بد رنگی
و زداییم غبار غمر را
ورهانیم وجود هم را
زین همه دلتنگی
**********************************
همیشه شاد باشید
مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر ِزيباروي کشاورزي بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگيره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد ميکنم، اگر تونستي دم هر کدوم از اين سه گاو رو بگيري، ميتوني با دخترم ازدواج کني.
مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگينترين گاوي که تو عمرش ديده بود به بيرون دويد. فکر کرد يکي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري خواهد بود، پس به کناري دويد و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد. باورنکردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود. با سُم به زمين ميکوبيد، خرخر ميکرد و وقتي او رو ديد، آب دهانش جاري شد. گاو بعدي هر چيزي هم که باشه، بايد از اين بهتر باشه. به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتي خارج بشه.
براي بار سوم در طويله باز شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين، کوچک ترين و لاغرترين گاوي بود که تو عمرش ديده بود. اين گاو، براي مرد جوان بود! در حالي که گاو نزديک ميشد، در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!..
زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه. بهره گيري از بعضي هاش ساده ست، بعضي هاش مشکل. اما زماني که بهشون اجازه ميديم رد بشن و بگذرن (معمولاً در اميد فرصت هاي بهتر در آينده)، اين موقعيت ها شايد ديگه موجود نباشن. براي همين، هميشه اولين شانس رو بچسب.
الهی
توفیقم ده که بیش ازطلب همدردی، همدردی کنم
بیش ازآنکه مرابفهمند دیگران رادرک کنم
بیش ازآنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرادرعطاکردن است که میستانیم ودربخشیدن است که بخشیده میشویم ودرمردن است که حیات ابدی می یابیم.
پيدايش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستين پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجری مثل فردوسی ، عنصری، بيرونی، طبری و بسياری ديگر كه منبع تاريخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبيات پيش از اسلام بود. نوروز را از زمان پادشاهی جمشيد می دانند. در خور يادآوری است كه جشن نوروز پيش از جمشيد نيز بر گزار ميشده و ابوريحان نيز با آنكه جشن را به جمشيد منسوب می كند يادآور ميشود كه: آن روز كه روز تازه ای بود جمشيد عيد گرفت اگر چه پيش آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.
جشن نوروز
جشن نوروز دسته كم يك يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشيد، يك ماه می نويسد: چون جم در گذشت پادشاهان همه روز های ماه را عيد گرفتند. عيد ها را شش بخش نموده اند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص می دادند، پنج روز دوم را به اشراف ، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به نديمان و درباريان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنج روز ششم را به بزرگان. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز ، دست كم از "چهارشنبه آخر سال" آعاز و "در سيزده به در" پايان می پذيرد. از آداب و رسوم كهن پيش از نوروز بايد از پنجه ، چهارشنبه سوری ، خانه تكانی ،عيدی دادن و سفره ی هفت سين ياد كرد.
پنجه ﴿ خمسه مسترقه ﴾
بنا بر سال نمای كهن ايران هر يك از دوازده ماه سال ۳۰ روز است و ۵ روز باقيمانده سال را پنجه ، پنجك يا خمسه مسترقه می نامند. اين پنج روز را خمسه مسترقه نامند. از آن جهت كه در هيچ يك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنچه تا سال ۱۳۰۴ كه تقويم رسمی شش ماه اول سال را ۳۱ روز قرار داد برگزار می شد.
در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت سالهاي جلوي ويترين مغازهاي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا ميگذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد.
آنها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت
حالا به خانه برگرد. انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد: «خانم! شما خدا هستيد؟
زن جوان لبخندي زد و گفت: «نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم
پسرك گفت: «مطمئن بودم با او نسبتي داريد».
هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.
اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيزسرايت خواهد كرد. به خاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت هاي و يژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نماييد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي كند در اين مسير گام برداريد:
1) ياد بگيريد كه گاه مسائل را رها سازيد.
بدين معنا كه به هر مسئله اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسائل خود هستيد و به مرور آنها مي پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه اي را با خود حمل مي كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس درشما مي گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي كند كه با هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.
2) به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد.
اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت.
3) مثبت انديش باشيد.
اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي تواند بي فايده و بي ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.
4) نسبت به انتظارات و برنامه ريزي هاي خود واقع بين و منطقي باشيد.
توانايي هاي خود را در موقعيت هاي خاص بشناسيد و نسبت به عدم توانايي ها و ضعف هاي خود واقع بين باشيد. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگي منطقي تر باشد، به آرامش بيشتري دست خواهيد يافت.
5) نسبت به انسان ها، عشق بي قيد و شرط خود را نثار كنيد.
شما مي توانيد از دوستان، هم اتاقي ها و هم كلاسي هاي خود شروع كنيد. ياد بگيريد كه آنها را بدون قيد و شرط دوست بداريد، درمقابل ضعف هاي آنها صبور باشيد وخطاها و اهمال كاري هايشان را ببخشيد. هر چقدر نسبت به ديگران بخشش بيشتري داشته باشيد احساس شادي و خرسندي بيشتري را تجربه خواهيد كرد.
6) معناي فداكاري را لمس كنيد.
دست بخشش داشته باشيد ولي انتظار بازگشت نداشته باشيد. ديگران را به شيوه خودشان خوشحال كنيد. به افراد بي پناه ، يتيم و فقير كمك كنيد. براي آنهايي كه خواهان ياري شما هستند پشت و پناه باشيد و بدون آنكه منتي بر آنها نهيد تكيه گاهشان باشيد. هرچقدر بيشتر ببخشاييد، از الزامات و قيد و بندها بيشتر رها خواهيد شد.
7) افكار خود را بازسازي كنيد.
در افكار و عقايد خويش نسبت به شخص خود، بازنگري كنيد. بياموزيد در مقابل خويشتن صبور باشيد و ارزشها، استعدادها و مهارت هاي خود را ارج نهيد. خود را بدون هيچ قيد و شرطي دوست بداريد. هرگونه ترس و ترديد غيرمنطقي كه در مورد خود داريد، كنار بگذاريد. اگرديدگاه مثبت و سالمي را در مورد خود داشته باشيد ياد خواهيد گرفت كه خود را بدون قيد و شرط قبول داشته باشيد.
قانون1: بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد.
قانون 2: بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشويم ، زيرا اين كار بيشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نيرو مي گيرد.بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.
قانون 3: الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي، انتظار ناسپاسي داشته باشيم. يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.
ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشكر از ديگران نيست، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.
د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.
قانون4: هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.
قانون 5: از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.
قانون 6: وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد، از آن شربت درست كنيم.
قانون 7: با اندكي شاد كردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد.
ديل كارنگي
¤ باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
¤ اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
¤ وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
¤ متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
¤ بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
¤ اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )
چهار نفر بودند . اسمشان اين ها بود : همه کس، يک کسي ، هرکسي ،
هيچ کس . کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند
که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هرکسي مي توانست
اين کار را بکند، اما هيچ کس اين کار را نکرد . يک
کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ،
اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد .
سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هرکسي يک کسي را سرزنش
کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه
کس مي توانست انجام بدهد ...
امتحان از نظر بزرگان :
فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين
امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو
امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت
امتحان بخشي از زندگي است ،نه زندگي امتحانست --- پائولو كويئلو
چي گفتيد امتحان؟ اصلا معني اش را نمي دانم ---- جرج اورول
هر كس را ميخواهي از خودت متنفر كني ،امتحانش كن ---- يك ضرب المثل برمه اي
توي مدرسه هر سوالي را كه در امتحانهايم درست جواب ميدادم ، بعدا مي فهميدم كه كاملا غلط بوده ، اين اتفاق بعدها در زندگيم هم ادامه يافت . هر وقت فكر كردم درست رفتار كرده ام ،ديدم يك جاي كار اشتباه بود ----- ارنست همينگوي
تصوير زير حضور دكتر احمدي نژاد در تمرين روز سه شنبه تيم ملي فوتبال است .
رئيس جمهور 5 پنالتي هم به ميرزاپور زد ، كه 4 تاش گل شد !!!

1. دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.( مولانا)
2. دل دلایلی دارد که عقل به طور کلی ازآن بی خبراست.( پاسکال)
3. هرکسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.( گوته)
4. فقط آنها که رنج می برند می توانند عشق بورزند وفقط آنها که عشق می ورزند میتوانند زنده بمانند.( دکارت)
5. عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد وگرنه معشوق بهانه است.( ناشناس)
6. مرا اندکی دوست بدار ولی طولا نی.( ناشناس)
7. معتقدم که سرنوشت انسانها را فقط محبت معلوم می کند وبس.( شکسپیر)
8. شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.( زرتشت)
9. آنجا که مهربانی نمیتواند راه برود،می خزد. ( ناشناس)
بنيادبين المللي غدير استان قم وابسته به آيت ا... خزعلي و كانون بسيج فرهنگيان سازمان و نواحي اين استان اقدام به انتشار سالنامه 1385 با ويژگي هاي خاص كرده اند.
در اين سالنامه كه در چاپي نفيس و با تيراژ بالا منتشر شده است ، روزتاريخي 12 فروردين كه همواره در سالنامه كشور ، بعنوان روز جمهوري اسلامي پي نوشت و بعنوان تعطيل رسمي اعلام مي شود همانند روزهاي عادي به نمايش گذاشته شده است. همچنين در اين سالنامه از روز 29 اسفند تنها بعنوان روز شهادت امام رضا (ع) ياد شده و هيچ اشاره اي به ملي شدن صنعت نفت نشده است.
اما مناسبت هايي همچون سالروز تاسيس سپاه ، سالروز تاسيس مسجد جمكران و روز امور تربيتي و اسلامي قيد شده است
زمانی دور، زاهدی در میان تپه های سبز زندگی می کرد. روحش پاک و قلبش سپید بود. تمام جانوران زمین و پرندگان آسمان، جفت جفت به نزدش می آمدند تا زاهد با آنها صحبت کند. با شور و شوق حرفهایش را می شنیدند و دورش جمع می شدند و تا شب از نزدش نمی رفتند. شب، زاهد آنها را به خانه بر می گرداند و دعای خیر می کرد و به باد و جنگل می سپرد
غروبی از عشق صحبت می کرد، یوزپلنگی سرش را بلند کرد و به زاهد گفت: برای ما از عشق می گویید. آقا، بفرمایید عشق شما کجاست؟
.زاهد گفت : من جفتی ندارم
غریو شگفتی از جمع جانوران و پرندگان برخاست و به هم گفتند : " چطور می تواند از عشق و جفت گیری صحبت کند، در حال که خودش جفتی ندارد؟ " و آرام و مغموم، او را ترک کردند
.آن شب، زاهد به رو بر تشکش خوابید، و تلخ گریست و مشت بر سینه کوبید
از کتاب باغ پیامبر و سرگردان
نوشته جبران خلیل جبران
خدایا!
به من توفیق ،
تلاش در شکست
صبر در نومیدی
رفتن بی همراه
کار بی پاداش
فداکاری در سکوت
دین بی دنیا
ایمان بی ریا
خوبی بی نمود
عشق بی هوس
تنهایی در انبوه
و دوست داشتن بدون آنکه دوست بداند،
روزی کن!
آمین یا رب العالمین!
آرزومند بهترين آرزوها براي همه ي دوستاي گل و مهربونم
معلم زبان فرانسه در مورد اسامی توضیح می داد که مذکر و مونث دارند. مثلا "خانه" مونثه، پس میشه: "la maison.". "مداد" مذکره، پس میشه: "le crayon."... یک دانشجو پرسید؛ استاد! کامپیوتر مذکره یا مونث؟! استاد نمی دانست. در فرهنگ لغت هم پیدا نکرد. پس دانشجویان را به دو دسته ی پسر و دختر تقسیم کرد و گفت هر دسته شش دلیل برای مونث یا مذکر بودن کامپیوتر پیدا کند! گروه پسرها معتقد بودند که کامپیوتر بطور قطع مونث است، چون:
1- همیشه به یک backup نیاز دارد.
2- بمجردی که یه "خوبش" را میگیری، تو خیابون بغلی یه "بهترش" پیدا میشه.
3- منطق عملکردش را تنها اونی که درستش کرده می فهمد و بس.
4- کوچک ترین حرکت تو را برای مراجعه های بعدی، ثبت می کنه.
5- زبان برنامه ریزی شده اش، تنها برای سیستم های مشابه قابل درکه.
6- هشدارهایی مثل "Error" یا "Try again" همانقدر قابل فهمه که انگار گفته بشه؛ "اگر خودت نمیدونی چه غلطی کردی، بمیری هم بهت نمیگم"!
اما گروه دختران دانشجو اصرار داشتند که کامپیوتر مذکر است، چون:
1- با وجودی که کلی اطلاعات توش هست، هم چنان خنگه.
2- تا وقتی که پایش به خونه ات نرسیده، صاف و صوف و تر و تمیزه.
3- آنچه که تو بخوای انجام میده، بشرطی که دکمه ی درست را فشار بدی.
4- بهترین حسن داشتنش، تعداد بازی هایی ست که میتونی باهاش انجام بدی.
5- برای این که "کاری" صورت بده، باید اول "روشنش" کنی.
6- با فشار زیاد گه گیجه میگیره و تمام شب می گذاردت تو خماری!
انتشار مکرر کاريکاتورها عليه رسول گرامی اسلام يک نشانه است. ترويجدهندگان کاريکاتورها، کانون خطر را رسول اسلام میدانند. و گرنه چگونه روزنامهای مثل دیولت بارها اقدام به نشر کاريکاتورها میکند؟
آنها رسولی را سلب میکنند که در قرآنش بيش از خود او دربارهی موسي و مسيح سخن گفته شده است. رسولی را هجو میکنند و استهزا مینمايند که به مسلمانان توصيه کرده است که حتی به بتها بد نگويند. رسولی را دشنام میدهند که معجزهاش کلمه است. در کتابش چهرهی موسی و مسيح و مريم به زیباترين شکل ممکن ترسيم شده است ... اين بدگويیها، فرصت ديگري شد که مسلمانان کانون اصلي هويت و قدرت خويش را شناسايي کنند و به روشنی ببينند.
اهانتی که مثل خاک افشاندن به سوی ماه روشن است چه تاثيری خواهد داشت؟
مولوی که در اين سالهای اخير، انديشهی او روز به روز در غرب رونق بيشتری میگيرد، انگار چنين روزهايی را در افق عالم میديده است:
مصطفي را وعده کرد الطاف حق
گر بميري تو نميرد اين سبق
من تو را اندر دو عالم رافعم
طاعنان را از حديثت دافعم
منبر و محراب سازم بهر تو
در محبت قهر من شد قهر تو
مگر وقتي انقلاب اکتبر در روسيه اتفاق افتاد، مساجد را به اسطبل تبديل نکردند؟ توانستند نام اسلام را خاموش کنند؟
اين اتفاق باعث شده است مسلمانانی که نسبت به اسلام حساسيت نداشتد، شعلهای روح آنان را بسوزاند؛ مگر میشود به رسول اسلام دشنام داد؟ اين تلخي سرانجام شيريني خواهد داشت؛ توجه بيشتر مسلمانان و مردم جهان به اسلام و درخشش نام و ياد نبی گرامی اسلام.

مرگ ولنتاين مقدس
همه مورخين در باب ولنتاين مشتركند كه Saint Valentine در دوره امپراطوري كلاديوس دوم -حدود قرن دوم ميلادي-زندگي ميكرده است.
«در نيمه فوريه هر كس در سراسر گيتي يك كارت دريافت مي كند. با قلب قرمز بزرگي كه با آرزوهاي شيرين پوشانده شده است. ولنتاين روز ديوانگان عشق است.» اين جملات هر روز در سايت هاي مختلف براي اين روز مرور مي شود و اينكه ولنتاين، كشيش كه يك روز را در دنيا به نام خود ثبت كرده يك زنداني مقدس بوده است. در تمام داستان هاي روايت شده ولنتاين، مقدس زندگي كرده است.ولي هديه دادن شكلات هايي با بسته بندي قرمز و پر از روبان تنها بهانه اش يك داستان اساطيري است كه از رم آمده و در قرن سوم ميلادي به وقوع پيوسته است؛ در زمان امپراتوري كلاديوس جنگي پيش مي آيد كه مردان نمي خواهند زنان و كساني را كه دوست دارند ترك كنند و از پيوستن به ارتش جنگ سرپيچي مي كنند.امپراتور خشمگين كه سپاه خود را نافرمان و عاشق پيشه مي بيند دستور مي دهد هيچ جشن عروسي برگزار نشود و آنها كه نامزد كرده اند، فوراً نامزدي خود را به هم زده و نامزد خود را ترك كنند.ولي ولنتاين از قانون سرپيچي مي كند و براي مردم جشن عروسي پنهاني برپا مي كند.عبادتگاه ولنتاين نزديك كاخ شاه بوده است. او صداي زيبا و آواز دلنشيني داشته و زماني كه در پرستشگاه مشغول مناجات بوده است «رومنس» دلداده ولنتاين كه او را عاشقانه دوست داشته و شيفته آواز خوش او بوده است مخفيانه به پرستشگاه مي رود تا صداي ولنتاين مقدس را بشنود و...
در نهايت داستان ازدواج ولنتاين در ميان مردم پيچيد و به كاخ شاه رسيد. كلاديوس كه برپايي هرگونه مراسم ازدواجي را منع كرده بود، ولنتاين مقدس را زنداني مي كند تا اعدام شود اما جوانان بسيراي براي ديدن او به زندان سر مي زدند كه يكي از آنها دختر زندان بان بود كه پدرش به او اجازه داد ولنتاين را در درون سلول ملاقات كند. عشق به وجود آمده ميان اين دو، داستان ديگري شد و ولنتاين در روز اعدام خود يك نوشته با امضاي خود به دختر زندان بان داد با اين عنوان: «تقديم با عشق از طرف ولنتاين تو!» و اكنون بعد از گذشت سال هاي بسيار، مردم روز ۱۴ فوريه سال ۲۶۹ پس از ميلاد را به ياد او جشن مي گيرند.جشن روز ولنتاين كه به عنوان هاي مختلف چون: روز عشق، روز دوست داشتن و روز نامزدها مطرح مي شود مردم بسياري را جذب خود كرد و اكنون در نيمه سرد بهمن ماه بسياري با نگاه يك جشن بين المللي ولنتاين را جشن مي گيرند .
روز مقدس ولتاين بر همه عاشقان مبارک
وقتي سفر نمي كني ،
وقتي چيزي نمي خواني ،
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي به اصوات زندگي گوش نمي دهي ،
وقتي قدر خودت را نمي داني ،
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي خودباوري را در خودت مي كشي ،
وقتي نمي گذاري ديگران به تو كمك كنند ،
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي برده ي عادات خود مي شوي ،
وقتي هميشه از يك راه تكراري مي روي ...
اگر روز مرگي را تغيير ندهي
اگر رنگ هاي گونه گون بر تن نكني ،
يا اگر با نا شناس ها صحبت نكني
آرام روي به مردن مي نهي
وقتي از شور و گرما ،
از احساسات سركش ،
و از آنچه چشمانت را به درخشش وا ميدارند
و ضربان قلبت را تندتر مي كند ،
پرهيز مي كني ...
آرام روي به مردن مي نهي
اگر وقتي از شغلت ، يا عشقت خرسند نيستي ، آن را عوض نكني
اگر براي يافتن مطمئن در نامطمئن خطر نكني
اگر وراي روياها نروي ،
اگر به خودت اجازه ندهي
كه حداقل يكبار در تمام زندگيت
از مصلحت انديشي گذر كني ...
آرام روي به مردن مي نهي
امروز زندگي را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاري بكن!
نگذار كه آرام بگيري...
شادي را فراموش نكن!
( پابلو نرودا )
14 فوریه برابر با 25 بهمن
هر سال در ماه فوریه و در سذتاسر اروپا و امریکا, عشاق و دلدادگان به مناسبت روز خاصی موسوم به روز سنت والنتاین, شیرینی, گل و هدایای فراوانی نثار یکدیگر میکنند. آیا میدانید که این قدیس کیست و چرا مردم این روز را گرامی داشته و آن را جشن می گیرند.
والنتاین درر لغت به معنای معشوق و محبوب است. این جشن به تازگی در میان جوانان ایرانی هم رواج پیدا کرده است. حتی پدر و مادران هم در این روز بهانه ای یافته اند تا عشقشان رابه یکدیگرابراز کنند.14 فوریه(25 بهمن ماه) روز خوبی است تا نگذاریم عشقمان کمرنگ شود و فرصتی است برای زنده کردن عشقهای قدیمی که شاید گردوغبار زمان آن را به دست فراموشی سپرده است.بیایید همگی در این روز زیبا با دادن هدیه به کسانی که واقعا دوستشان داریم زندگی مان را سراسر عشق و مهرسازیم.
تاریخچه روز وا لنتاین
تاریخچه روز وا لنتاین- و الهه قدیس این روزخاص-در پرده ای از ابهام فرورفته است. تنها همین قدر می دانیمکه ماه فوریه از گذشته های دور, ماه مهرورزی و تحقق عشق بوده است. همچنین می دانیم که روز سنت وا لنتاین بقایایی مشترک از آیین رایج در میان مسیحیان و رومیان باستان است.
به راستی سنت وا لنتاین چه کسی بود و چه اتفاقاتی برایش افتاده که روز خاصی را در تاریخ به خود اختصاص داده است؟
امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگیوالنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشق و محبت هستند.یکی از افسانه ها حاکی از آن است که وا لنتاین که در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است, هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل باکفایت تر و قدرتمندتر هستند, ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام میکند تا بدین ترتیب بر تعداد سربازانش افزوده شود. وا لنتاین که این حکم را بسیار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیوس سرپیچی میکند و مردان و زنان جوان را درخفا به عقد یکدیگر در می آورئ. هنگامی که کلادیوس از این عمل وا لنتاین آگاه می شود, وی را به مرگ محکوم میکند. عده ای دیگر میگویند که علت کشته شدن وا لنتاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بودکه در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار میگرفتند.
بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, وا لنتاین خودش اولین "هدیه وا لنتاین" را برای معشوقش می فرستد. می گویند هنگامی که وا لنتاین در بند بوده, دلداده دختر جوانی می شود که بنا به روایتی دختر زندانبان آن زندان بوده است. پیش ازمرگش, نامه ای برای آن دختر نوشته و در پایان چنین امضا میکند "وا لنتاین تو " و این عبارتی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشم میخورد. همانطور که گفته شد اگر چه حقیقت وجودی وا لنتاین در پرده ای از ابهام فرو رفته است, درتمامی افسانه ها شاهد هستیم که وا لنتاین پیکره و حقیقت نمادی از همدلی , دلسوزی و از همه مهمتر عشق است. بنابراین تعجبی ندارد که درسده میانه (یعنی همان قرون وسطی) وا لنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیسها در انگلستان و فرانسه بود. در حالی که عده ای اعتقاد دارندکه روز وا لنتاین را به مناسبت سالگرد مرگ وا لنتاین جشن میگیرند-که احتمالا حدود سال 270 بعد از میلاد اتفاق افتاده است- عده ای دیگر ادعا می کنند کلیسای مسیحیت از آن رو روز وا لنتاین را جشن می گیرند که به فستیوال شرک آمیزو کافرانه لوپرکالیا جنبه تقدس و دینی ببخشند. در روم باستان, فصل بهار رسما در ماه فوریه آغاز میشدو اعتقاد داشتند که ماه فوریه ماه تصفیه و پاک شدن از پلیدیها است. آنها خانه هایشان را کاملا تمیز میکردند. آنگاه نوعی گندم را به نمک می آمیختند و آن را در همه جای خانه می پاشیدند. فستیوال لوپرکالیاکه روز 15 فوریه آغاز میشد به فایُونوس , الهه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رموس- بنیانگذاران روم- اختصاص داشت. برای شروع فستیوال , اعضای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند, در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند. بنیانگذاران روم اعتقاد داشتند که آنها در این غار توسط یک گرگ ماده حمایت می شوند. آنگاهکشیشان رومی یک بز را به نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی می کردند. آنگاه پشم بز رامی چیدند, آنها را به خون خودش آغشته میکردند, به خیابانها می رفتند و پس از مالیدن پشم آغشته بهخون بز به صورت زنان به مزارع گندم رفته وآنجا رانیز غرق به خون میکردند. البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند, با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمرونیکو خواهدشد.
همچنین بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, همه دختران مجرد شهرعصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته وآن را در یک بستو(گلدانی ویژه برای نگهداری وسایل گرانقدر) می ریختند. آنگاه هر کدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن نام آشنامی شدند. این کاراغلب به ازدواج می انجامید. پاپ اعظم گلاسیوس, نخستین بار در حدود 498پس از میلاد, روز 14 فوریه را روز سنت وا لنتاین قرارداد. بنابراین روش قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر ضدمذهب و غیرقانونی اعلام شد. بعدها,انگلیسی ها و فرانسویها درقرون وسطی بر این باور شدند که 14فوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز وا لنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند. یکی از قدیمی ترین وشناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده, شعری است که چارلز, دوک اورلیُان هنگام اسارتش دربرج لندن که به دنبال جنگ آگین کورت اتفاق افتاد به یاد همسرش می سراید. در قرن هفدهم در بریتانیای کبیر بود که روز وا لنتاین را در سرتاسر کشورجشن گرفتند. در اواسط قرن هجدهم, دوستان ودلدادگان از هر طبقه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانه می دادند. در پایان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپی جایگزین دست نوشته ها شدند. در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منع میکردند, کارت های از پیش آماده شده بهترین روش برای نشان دادن احساسات وعلایق یک فرد به شمار می رفت. همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت. در سال های بین 1700 تا 1710 بود که امریکایی ها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز وا لنتاین پیوستند. بر اساس گزارشات آماری, ارسال بیش ازیک میلیارد کارت وا لنتاین باعث شده است کخ این روز به عنوان دومین روز در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک ردو بدل می شود(تعداد کارت های ارسال شده برای گرامی داشت کریسمس 6/2 میلیارد برآورد شده است). تقریبا 85 درصد هدایای والنتاین توسط زنان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده,در کشورهای کانادا, مکزیک, انگلستان, فرانسه و استرالیا نیز روز وا لنتاین را جشن می گیرند.

خدايــــــــــا اگر مـــا بد كنيــــــــم تورا بنـــــــده هاي
خــــوب بسيــــــــار اســــــــت
تــــــــــو اگر مــــدارا نكنـــي
مـــــارا خداي ديگر نيســت
دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد
آبــــــــــي آســمان وخدا
آبي آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست
خدارا نمي بينم و ميدانم كه هست
محـبــــــــوبه درخشان
براي تهيه اين عنصر ، در ابتدا ي کار بايد سيليکات جهيزيه را با نيترات ارث بابا مخلوط کرده، پس از مدتي متصاعد مي شود براي مرغوبيت بيشتراين عنصر مي توان از زبان چرب و نرم هم به عنوان کاتاليزور استفاده کرد .
اين عنصر در طبيعت به صورت آزاد يافت مي شود که با استفاده از ابزار خاصي بايد آن را به سرعت ذخيره کرد . به خصوص که اين عنصر نسبت به عنصر مکمل خود حدود يک ميليون واحد کاهش مقدار دارد .
خواص فيزيکي : جنس آن بسيار سخت است که البته مي توان آن را باکمي سولفور زرنگي نرم کرد. زيرا به سرعت در برابر ابراز احساسات واکنش نشان مي دهد .
قابل ذکر است نوع خوش ترکيب آن در طبيعت کمتر يافت مي شود خواص شيميايي : بعضي از اين عناصر با خورده شيشه همراه بوده و ناخالصي دارند ، براي خالص شد نشان کافي ست آنها را در يک سيستم سر بسته به نام اتاق قرار دهيد .بدين خاطر که اين عناصر قابليت مفلوک شدن دارند ( چکش خورانند ) از ابزاري نظير تبر استفاده کرده و آزمايش را انجام دهيد در اثر اين واکنش گاز فرياد و امواج غلط کردم متساعد مي شود سپس اين عنصر به صورت رسوب در گوشه ي اتاق ته نشين مي شود که اين رسوب نسبت به عنصر اصلي از مرغوبيت بيشتري برخوردار است .
هرگز اشتباه نکن
اگر اشتباه کردی ... تکرار نکن
اگر تکرار کردی ... اعتراف نکن
اگر اعتراف کردی ... التماس نکن
و اگر التماس کردی ~ دیگر زندگی نکن
حرفی رو بزن که بتونی بنويسی...
چيزی رو بنويس که بتونی پاشو امضا کنی...
چيزی رو امضا کن که بتونی پاش بايستی!........
- ناپلئون
اگر با ران نمی باريد ؛ زخشم و
کین حیوا نی
کجا پر پر گلی می شد ؛ از ا ین
گلزار ا نسا نی؟
نوای نینوا سر کن ؛ تو ای نی در خزا نستان
که خون لا له ها ر یختند؛ به ظهری داغ در این بستان
بیا در گلستان عشق ؛ زجان تن را رها سا ز یم
چو ز ینب ؛ بعد عا شو را؛ مقا وم با قضا سا ز یم
اگر کشتند عز یزان را ؛ چه جا و یدان گشت آن روز
که از هر سینه بر خیزد ؛ بیادش صد هزارا ن سو ز
حسین ؛ شاه شهیدان شد ؛ گل بی خار بستان شد
بسی پر وا نه از هجرش ؛ رحیل هر گلستان شد
منتخب از کتاب « گنج عیان »
سروده پ. م.م

با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دوستان و کاربران عزیز .
ابتدا از دوستانی که لینک وبلاگ ما را در لینکستان خود قرار می دهند کمال تشکر را دارم و خواهش می کنم اگر لینک وبلاگ شما در وبلاگ ما نیست بی خبرمان نگذارید .
اما وبلاگ های به روز شده ی این هفته :
وبلاگ مدیریت ( خانم کزازی ) نیز بالاخره به روز شد . ایشان هم قالب وبلاگ را عوض کردند هم به ارائه مطلب پرداختند .
وبلاگ گروه آموزش عمومی ( آقای باقری ) با قالب زیبا و ساده اش چند پست جدید درباره ی اما حسین (ع) دارند که خالی از لطف نیست . این هفته محتوای مناسب و بسیار خوبی ارائه داشتند .
گروه روانشناسی نیز این هفته چند پست مطلب جدید ارائه کرد .
گروه ابتدایی باز هم تغییر قالب داد و چند تصویر هم ارسال کرده است .
گروه ادبیات را هم خودتان ببینید .
شاد و پیروز باشید .
خانم کاترین پاندر " کشیش آمریکایی " کتاب از "دولت عشق" را موفق ترین کتاب خود می داند. کتابی که هم برای نویسنده و نیز برای خوانندگانش معجزه های بیشماری آفریده است. بادا این کتاب برای خوانندگان ایرانی خود نیز عشل و آرامش و برکت به ارمغان آورد. " با توجه مدام به یک شیء زیبا ، تصویر ذهنی آنرا می آفرینید و آن تصویر از طریق شما و دیگران ، وارد کار و فعالیت می شود تا زیبایی بیشتری برایتان بیافریند. مطلب مهم این است که دست به کاری بزنید که گام آغازین به سوی زیبایی محسوب می شود ، حتی اگر گامی کوچک باشد. با این کار ، زیبایی ، برکت و فزونی مییابد.
آنگاه شما قادر می شوید که زیبا یی را برخیزانید و زنده کنید و زندگی و جهانتان را بستایید."
بخشی از نتایج حاصل از مطالعه مطالعه این کتاب :" از آلاباما گزارشی دریافت کردم که مردی پس از مطالعه "از دولت عشق" و به کار بستن آن توانست همه مطالبات عقب افتاده اش را یکجا وصول کند. از همه جالب توجه تر این که به محض اتمام مطالعه متاب ، مرد جوانی که به او بدهی داشت ، همان شب برایش پنج اسکناس صد دلاری آورد"
"زنی برایم نوشت:در بیمارستان روانی بودم که مادرم این کتاب را برایم آورد . پیش از آن بلاهای زیادی سرم آمده بود از جمله طلاق و دسترسی نداشتن به فرزندم و فلج شدنم و ... اکنون از بیمارستان بیرون آمدم و مشغول کار هستم . بچه ام نزد خودم است و دیگربار می توانم راه بروم.اکنون زندگی خوشی دارم و نسبت به آینده هم خوشبین هستم و می خواهیم خانه بخریم ."
انتشارات روشنگران
نویسنده کاترین پاندر
ترجمه گیتی خوشدل
قیمت 1200تومان
شاد ، پرانرژی و سلامت باشید
درد من حصار برکه نيست
درد زيستن با ماهيانی است
که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است
"خدايا مرا از پيروزی ها مغرور و از شکست ها مايوس نگردان"
کسانی که گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آن هستند.
تو این نهایت شب ، وقتی نگات می خندید، چشمای خیره من اندوهتو نمی دید. چرا غریبه بودم با غربت نگاهت ،تصویرمو ندیدم تو چشم بی گناهت . کاشکی برای قلبت یه آسمون می ساختم، روح بزرگ تو رو چرا نمی شناختم. آینه گریه می کرد وقتی تو رو شکستم ،ستاره پشت در بود وقتی درارو بستم. تو بودیو سکوت و غروب سرد پائیز، باغچه رو زیرو رو کرد برگای زرد پائیز حالا منه غریبه دنبال تو می گردم با قلب آسمونی کمک کن تا برگردم.
آليس بر سر دوراهي قرار گرفت و گفت: ممكن است به من بگوييد از كدام راه بايد بروم؟
گربه گفت: بستگي داره كجا بخواهي بروي.
آليس گفت: نمي دانم!
گربه گفت: در اين صورت فرقي نمي كند.
لوييس كارل، آليس در سرزمين عجايب
تا زماني كه ندانيم چه كار مي خواهيم بكنيم، هر حركتي بي معني خواهد بود.
(اين اصل را فراموش نکنيم)
لازم نيست هدف شما از منظر ديگران امري ممكن باشد، ولي حتما از منظر خودتان بايد غير ممكن نباشد.
مردم سه گروه اند:
1. گروهي وقايع را مي آفرينند.
2. گروهي ديگر، وقايع را نظاره ميکنند.
* بدترین و خطرناکترین کلمات این است : «همه همین جورند»
* سعی کن از گناه نفرت داشته باشی نه از گناهکار .
* نا امیدی اولین قدمی است که انسان را به سوی گور می برد .
* آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست .
اگر به حقیقت حال و درد کسی برسیم و علت رفتار او را درک کنیم خطاهای او را خواهیم بخشید .
* اگر می خواهی خوشبخت باشی جز آنکه برایت مهیاست آرزو نکن .
* به همه عشق بورز ، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن .
* مهم نیست اگر زمین بخوری ، مهم دوباره برخاستن است .
یک سوسک حمام میتواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد
یک کوروکودیل نمیتواند زبانش را بیرون در بیاورد.
حلزون میتواند 3 سال بخوابد.
به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ!
اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچوقت تمام نخواهد شد.
خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفهجویی کند.
ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا میخورند.

تعداد پست ها ی جدید بیشتر از ۷ مورد است !


مثبت انديشان شكست را به اين معنا "پل پيروزي" مي بينند كه بايد كارشان را باز نگري كرده روشهايشان را تغيير داده ونقص هايشان را برطرف سازند تا بتوانند پيروز شوند، اما خوش خيال ها به اميد آن كه بار ديگر پيروزمي شوند از تجزيه وتحليل ودرس گيري از اشتباهات خود مي پرهيزند، مثبت انديشان اميد وتلاش را دو بال پرواز انسان به سوي موفقيت مي بينندومي دانند كه هر يك از اين دوبال اگر آسيب ببيند مي تواند باعث توقف حركت انسان به سوي اوج شود، اين افراد در عين اميدواري شبانه روز تلاش مي كنندودر حين تلاش اگر چه احتمال دارد شكست بخورند اما در عين حال اشتياقشان را نيز ارتقا مي بخشند ودر عين بالا بردن سطح دانش، روابطشان را نيز با ديگران بهبود مي بخشند واين گونه است كه نقشه زندگي موفق را طراحي وخود آن را اجرا مي كنند.
اميدواري خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:" آن كس كه به لقاي پروردگارش اميد دارد لازم است كار نيكو كندودر پرستش پروردگارش احدي را شريك نكند .كهف ( آيه 6) با استقامت مي توان اميدوار بود وبا اميد مي توان پايداري كرد. كسي كه از رسيدن به مقصود نا اميد شده واستفامت نداشته باشد.همه مشكلات را غير قابل حل مي بيند چرا كه اميد لازمه تداوم زندگي است.
ويكتور هوگو معتقداست :" اميد در زندگي انسان همان قدر اهميت دارد كه بال براي پرندگان ."
به اعتقاد ناپلئون " مرگ حقيقي براي انسان ، مرگ اميد است ."
دهخدا مي گويد:"اميد وآرزو آخرين چيزي است كه دست از گريبان بشربر مي دارد."
جان دیویی:
- هر پیشرفت بزرگی در علم ناشی از بروز یک بی پروایی است.
- رسیدن به یک هدف آغازی است برای دستیابی به هدفی دیگر.
- شکست، آموزنده است.آدمی که خوب فکر کندهم از شکست هایش می آموزد و هم از کامیابی هایش.
پیاژه :
اگر دانش آموزی برای رسیدن به حقیقتی
سه روز وقت صرف کند تا آن را شخصاَ
کشف کند، به صرفه تراز آن است که همان
حقیقت را دریک ربع ساعت برایش توضیح دهیم .
يكي از شونزده تا!
من از درس تاريخ بدم مي ياد،
از علوم هم هيچ خوشم نمي ياد،
موسيقي يه جور پيچيدگي توش داره،
با انگليسي هم ميونه ام خوب نيست؛
حوصله ام رو سر مياره،
رياضي بدترين دشمن منه،
اقتصاد انگار شكنجه ام مي كن
ورزش يه عالمه نيرو مي خواد،
مال پرزوراست
رو خواني هم اصولا خيلي طاقت فرساست،
جغرافي حالم رو مي گيره،
از جامعه شناسي متنفرم، دلگيره،
شيمي من رو حسابي گيج مي كنه،
زيست شناسي حالم رو به هم مي زنه،
خدا نصيب نكنه،
ستاره شناسي هميشه باعث نگراني ام مي شه،
گياهي همش بو كردن گلهاست، حالي ام نميشه،
يه درس ديگه هست كه برام سخته، اونم هنره،
البته بی خیال، عوضش دست کم دیکطه ام محشره!
شل سيلورستاين
http://www.sharemation.com/farhad/w.mid http://www.files.bz/files/2020/14-AudioTrack%2014.mp3
http://home.ripway.com/2005-5/306483/03_BoroBoro.mp3
http://www.parissa.org/musicsection/musicsec/audio/m3u/BiaTaGolBarafshanim.m3u
http://www.parissa.org/musicsection/musicsec/audio/m3u/HamchoFarhad.m3u
http://www.parissa.org/musicsection/musicsec/audio/m3u/Negara.m3u
http://www.parissa.org/musicsection/musicsec/audio/m3u/AlaEyPireFarzane.m3u